دموکراسی

--------سازمان یافتگی، ستون دموکراسی است-------

آغاز هر کار سیاسی طرح ادعا است و ادعاهای بدون پشتوانه ی عملی یا ناشی از ریا است یا از هرگونه اندیشه ی قابل تأمل جدا است
جامعه ی ما به دموکراسی نیازمند است آن هم نه از سر «لوکس پسندی» بلکه از سر اجبار زیرا امروزه کمیت تعاملات جمعی ناشی از زندگی شهری و کیفیت ابزارها و اطلاعات فرا مرزی به حدی رسیده است که چارچوب های دموکراتیک تنها گزینه های برتر جهت پاسخ گویی به نیازها و سامان دهی به درخواست های فزاینده ی آن است و توجه به این نکته ضروری است که ایجاد دموکراسی فقط وظیفه ی دولت ها نیست بلکه «عمدتاً» کار جامعه ی مدنی است و جامعه ای می تواند حیات دموکراتیک داشته باشد که به صورت مستمر از چارچوب های آن حفاظت کند و چنین کاری پیش از هر عامل نیازمند «تشکل یافتگی» است
پس از استبداد مخرب ترین نیرو برای دموکراسی حرکت های توده وار است و تا زمانی که سطوح مختلف زندگی اجتماعی ما به سمت انسجام سیر نکند حتی در صورت تحقق شرایط بهتر باز هم نمی توانیم از دست آوردهای اولیه ی آن حفاظت کنیم و دوباره اسیر چرخه ی همیشگی: «استبداد... انقلاب... هرج و مرج... استبداد» خواهیم شد
تشکل یافتگی در ساختار سیاسی یعنی: احزاب و در سطح جامعه ی مدنی یعنی سازمان های منسجم و فعال غیر دولتی، صنفی و دانشجویی

-----------عزای حسين يا حسين پارتی؟--------

باز اين چه شورش است که در خلق آدم است؟ 

تاسوعا و عاشورای حسنی گذشت با همه زشتی و زيبايی های موجود چه شب هايی که سينه زديم و چه شب هايی که گريه کرديم و به ياد شب های که خنده رو لبامون بود واقعن جای شکرش باقی ولی برای بعضی از ايرانيان اصلن شادی معنی نداره و فقط بصورت يه عقده بزرگ در اومده اين ايام هم بهترين فرصت تفريح بود تمامی اقشار حضور داشتن از کوچيک بگير تا بزرگ يه سری واسه عزاداری اومدن و يه عده هم واسه تفريح؟آخه چرا بايد برای ما ايرانی ها خنده بصورت يک کاره کريح در بياد در صورتی که هنوز ميشه با همين خنده ها جلوی بسياری از خسارات رو گرفت همين مسابقات فوتبال که تيم برنده نياز داره خوشحال باشه و اين خوشحالی خودشو نشون بده اگه با صلوات و سينه بياد بيرون رو سر همه جای داره ولی فقط کافيه سوت بزنه و هورا بکشه و دست بزنه يه آشوب گر وحشی به حساب مياد...فقط کافيه يه ديد باز داشته باشی و همه جارو خوب ببينی ميبينی بيشتر جونا تو اين ايم فقط کارشون ديدن جنس مخالف و جلب توجه اونا بوده و البته نبايد ايراد از تربيت و رشد بد فرهنگی اين افراد که تعدادشون کم هم نبود گرفت بلکه بايد از فشار های بيش از اندازه اجتماع برای ممانعت از انجام فعاليت های سالم اين افراد گرفت...

بايد توجه داشت همه کشور های دنيا چندين روز در سال رو برای شادی کردن اختصاص داده مثلا در پرتقال در هر شهر در يک روز خاص در سال دور يک ميدون بزرگ جمع ميشن و همه به طرف هم گوجه فرنگی پرتاپ می کنن و ساعت ها ادامه داره و همين يکی از راههای خالی شدن هيجان های افراد يک اجتماع است.يا در انگليس پليس شادی وجود داره يعنی تشخيص ميده چه مقدار از شادی کردن افراد مجازه و برای ديگران مشکلی ايجاد نميکنه...حال همين ايران تا وقتی اين همه فشار رو جوناست خب بايد يه سری که خيلی هستن تو اين ايام بهترين فرصت رو از شلوغی اجتماع بگرين و دست به تفريح و شادی بزنن...

---------کلیپ---------

يک ميمون در حال بازی

يک پرنده در حال خواندن آواز بر روی درخت

کليپ کيزاس انريکه واقعن توپه

--------بم شهری که ديگر نيست-------

چرا همه مردم بم رو فراموش کردن مگه چه گناهی کردن که به اين درد گرفتار شده چرا با اين که ۲ ماه از حادثه بم ميگزره همه به دنبال کاره خودشون رفتن!پس مردم بم چطوری زندگی کنن

عکس هايی از شهر بم و فجايای به جا مانده

-------روز جهانی زنان------

روز جهانی بانوان
عکس های از تجمع سال قبل بانوان در ۸ مارس ۲۰۰۳در پارک لاله

/ 1 نظر / 13 بازدید
بهاره

سلام با توجه به درخواست شما من لینک شما را در بلاگم قرار دادم اگه میشه شما هم این کار را متقابلا انجام دید یا حق